خاطرات اسارت

درباره دوسال اسارت دردراردوگاه تکریت نوشته خواهد شد

خاطرات اسارت

درباره دوسال اسارت دردراردوگاه تکریت نوشته خواهد شد

نحوه ی اسارت

     درتاریخ بیست و هفتم تیرماه سال شصت وهفت  امام خمینی قطعنامه 598شورای امنیت راامضا ء نمودندوبموجب این قطعنامه جنگ به پایان می رسید وامام خمینی(ره) در امضای آن فرموده بودند که من جام زهر رانوشیدم .

         دراین تاریخ من بعنوان سربازوظیفه  درمنطقه ی سومار درخط مقدم  جبهه مشغول خدمت بودم  با امضای قطعنامه ازطرف امام وصدام یزید منطقه آرام شده بود هیچ صدایی حاکی از شلیک گلوله به گوش نمی رسید شب ها باتیر ها ی رسام فضای جبهه نورباران می شد اصلا"خبری ازجنگ نبود یگان های پشتیبان هم کم کم نیروهایشان رابه پشت جبهه منتقل می کردند از روز بیست هفتم تا سی یکم منطقه خلوت شده بودفقط شب ها نیروهای دوطرف به نشانه ی صلح وخوشحالی باتیرهای رسام تیر اندازی هوای می کردند.

          غروب سی ام تیرماه برای مان شام نیاوردند شب بدون شام به سر پست های نگهبانی رفتیم شب صداهای مشکوک شنیده می شد

 به فرمانده گزارش کردیم ایشان گفتند که احتمال دارد وسایل موتوری شان رابه عقب می کشندخلاصه صبح شد طبق معمول  ازسرپست به محل سنگرهای استراحت آمدیم ازصبحانه هم خبری نبود منطقه مشکوک به نظر می رسید البته درمحلی که ما مستقربودیم دامنه ی کوهای کونریک درسوماربودکه چون مقابل مان که مواضع عراقی بود کوه صخره ای بود وامکان عبور عراقی ها باوسیله موتوری وجود نداشت لذا اصلا"هیچ خبری ازحمله نبود

ادامه مطلب ...

بازیدهای سرکاری


روزهایی که قرار بود یکی ازافسران  ارشد برای بازدید به اردو گاه سر بزنند ، باید زود تر بلند می شدیم تا اردو گاه را نظافت کنیم ،حسابی اردوگاه راتمیز میکردیم مدت زیادی هم درصف آمار می نشستیم  تااینکه این آقا بیاید البته هنگام بازید این ها همه چیز روبه راه بود ولی بعد ازاین که بازدید تمام می شد باز اوضاع مثل قبل می شد 

غذای زمان اسارت



0    صبحانه

 کمی آب عدس بود وپنج لیوان چای شیرین . صبحانه را داخل یک ظرف گود دراز که دو طرف آن دو دسته داشت می دیختند ما ده نفر که دریک ظرف غدامیخوردیم باهم قرار گذاشته بودیم یک پنج نفر چای نان بخورد وپنچ نفر دیگر آب عدس را برای. خیس کردن نان که دربیست چهارساعت دو نون به اندازه نون ساندویچی های خودمان بود میدادند اون هارابه صورت دانه مرغی ریزمیکردیم که حسابی خیس شود وبخوریم که البته فقط نصف نان رامیخوردیم 

 0    نهار

مقدار کمی برنج همراه با خورشت بود .. یک بیل برنج و یک ملاقه آب خورشت روی آن برای ده   نفر می ریختند که معمولاً به هر نفر 8 قاشق غذا  می رسید . . 

0    خورشت ها :

 آب بادمجان با پوست , آب پیاز ,بامیه  . خورش باقلابود


شام :

  شام معمولا درطول هفته آب گوشت بود اون یک ملاقه آب گوشت که کمی رب داشت ودوسه تکه گوشت به اندازه قوطی کبریت بود که اون هم مثل صبحانه نوبت بندی کرده بودیم یه روز پنج نفر آب گوشت میخورد وپنج نفردیگه گوشتش رامیخورد به نصف نان

 

پوشاک دراسارت

پوشاک

اوایل اسارت به ما لباس ندادند ، لباس های نظامی ما پاره پاره شده بود . بعد از رفتن به اردوگاه بعقوبه به هر نفر یک عدد شورت و زیر پوش و یک جفت دمپایی دادند . بعد از مدتی یک دست بلوز و شلوار زرد رنگ که پشت آن کلمه« P.O.W  » حک شده بود . که خلاصه جمله Prisoner of War  یعنی « اسیر جنگی » بود .یه جفت کتانی هم داده بودند 

بعد از چند ماه یک دست لباس آبی رنگ سرهمی و یک لباس عربی « دشداشه » به هر اسیر دادند . این بود کلیه لباسهایی که در این مدت دو سال و اندی اسارت به ما تعلق گرفت .

دشداشه : لباس بلند عربی که روز های جمعه و یا هنگام اعزام به بیمارستان  می پوشیدیم.

یه جفت دمپایی هم داده بودند 

 دمپایی ها همه پاره پاره شده بود و بچه ها آنها را بانخ های رنگارنگ تعمیر کرده بودند . وضعیت پوشاک و لباس هم مثل بقیه چیز ها در حد ابتدایی و خیلی کم بود و  زمستان های سرد بچه ها از شدت سرما به خود می لرزیدند .پتورابخود می پیچیدند خودشان راگرم می کردند 

آمارگیری دراسارت

روزی 2 الی 3 ساعت در صف آمار می نشستیم صبح که بیدار می شدیم باید پتو ها را جمع  و در کنار سوله  آنکارد می کردیم. 10 در 10نفر باید در صف رو ی دو پا ، سر پایین می نشستیم تا افسر اردوگاه بیاید  و آمار گیری کند . افسر که وارد اردوگاه می شد ، قفل درب سوله هاباز می شد و از سوله شماره یک آمار گیری شروع می شد.

بر پا ، خبر دار ، بشین ، آمار گیری و خروج افسروبازدوباره نشستن روی دو پاوسر پایین.آمارگیری اردو گاه که تمام می شد ؛افسر عراقی  می رفت وبعد آزاد باش می دادند . ظهر و شب هم همینطور . بعضی مواقع که افسر صحبت می کرد ؛ این نشستن در صف آمار ساعت ها طول می کشید.

همین نشستن در صف آمار روی دو پا با سر پایین باعث شده است که اکثر آزادگان به کمر دردهای شدید مبتلا شوند